تبليغاتX
گروهان نجف اشرف
انتشار خاطرات دوران دفاع مقدس و اخبار فعالیتهای فرهنگی جاری گروهان نجف اشرف . گردان کربلا . اهواز
 

بسم الله

 

مراسم دیدار از

خانواده شهید مسعود تقوی

 

     زمان: چهارشنبه- بعد از نماز مغرب و عشاء

     مکان تجمع: اهواز- چهارراه زند- مسجد آقا سید علی

 

یاعلی 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 11:25  توسط سجاد  | 

 بسم الله

مراسم افتتاحیه دیدار با خانواده شهدا

( به روایت تصویر )

چهارشنبه ۱۵ / ۷ / ۱۳۸۸

گلزار شهدای اهواز - قطعه شهدای کربلای ۴ و ۵

 

گروهان نجف اشرف، سالهاست که یک برنامه ثابت دارد، برنامه ای که به بهانه شهدا و مقامشان در جمع خانواده آنها برگزار می شود، مراسمی که از ریش سفیدهای گروهان و گردان تا جوانهای جبهه ندیده، مشتاقانه در آن شرکت می کنند، وعده گاهی که دوستان و همرزمان قدیمی را بسوی خود می کشاند، قرارگاهی که دل عاشقان ولایت را زنده و مقاوم می سازد و راه مستقیم را برای آنان روشن نگه می دارد.

ریش سفیدها خاطره می گویند، از پلاژ، از دریاچه ماهی، از زمستان ۶۵، از سرمای کرخه،ازجزیره سهیل، از فاو می گویند از والفجر، از کربلای ۴ از برگریزان بهترین یاران خمینی (ره)، از ماهیگیری، از لذت خوردن شلغم داغ در سحرگاهان آذر و دی آن هم پس از ساعتها شنا و تمرین غواصی، از کربلای ۵ می گویند، از شلمچه، ازمیدان های مین، از فتح و پیروزی، گوش جان اگر همراهت باشد و هوشیاری، آموزه ها می آموزی و پندها می اندوزی.

مسجد آقا سید علی اهواز هر چهارشنبه شب حضور رزمندگانی را مشاهده می کند که ادامه حیاتشان را در گرو دست بوسی و تجلیل از چشم و چراغ این ملت می بینند و همیشه در خاطرشان ستارگان آسمان عشق و ایثار سو سو می زنند.

و ما بعد از این همه سال برای پیمان مجدد در گلزار شهدای اهواز و در کنار مزار شهید فرجوانی فرمانده گردان کربلا، گردهم آمدیم و با شهدا عهد بستیم که راهشان، یادشان و خانواده هایشان را گرامی خواهیم داشت. 

از همه دوستان و دوستداران شهدا دعوت می گردد،

با ما در این مسیر پر افتخار همراه شوند.

زمان: چهارشنبه ها بعد از نماز مغرب و عشاء

مکان تجمع: مسجد آقا سید علی ( اهواز . چهارراه زند )

** توضیح: برنامه دیدار با خانواده شهدا هرسال از ماه شوال آغاز و تا پایان ماه شعبان ادامه دارد، در ابتدا و انتهای این ماهها به ترتیب مراسمی تحت عنوان افتتاحیه و اختتامیه برگزار می شود.

یاعلی مدد

سجاد




 


+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 5:46  توسط سجاد  | 

ساعت ۱۴ اینجا آبادان است رادیو نفت ملی . . .

با عرض سلام اخبار نیم روزی را به آ. . .

شنوندگان عزیز آژیری که هم اکنون پخش میشود نشانگر وضعیت قرمز است
یعنی اینکه حمله هوائی دشمن قطعی است . . .

ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

. . . .

. . . .

وچند دقیقه بعد . . .

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

این صدای غرش هواپیماهای بعثی بود که . . .

و چند ثانیه بعد . . .

 کپکپکپکپکپکپککپک                  کپکپکپکپکپککپکپکپکپکپ 

این صدای انفجارات پی در پی بود که به گوش میرسید

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 10:22  توسط کربلایی - فرمانده گروهان  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 9:12  توسط کربلایی - فرمانده گروهان  | 

 

امام المتقین امیر المومنین علیه السلام در شب بیست و یکم ماه رمضان مقارن طلوع فجر به شهادت رسید ، در حالی که از سن مبارک حضرتش ۶۳ سال گذشته بود . در بیستم ماه رمضان اثرات سم در پاهای مبارک امیر المومنین علیه السلام ظاهر شد و پاهای مبارک ورم کرد . در شب بیست و یکم اثر زهر بر بدن مبارک امیر المومنین علیه السلام بسیار شد . حضرت فرزندان و اهل بیت خود را جمع کرد و با آنها وداع نمود و وصیت های خود را فرمود . در آن شب هر چه خوردنی و آشامیدنی آوردند تناول نفرمود و لبهای مبارکش به ذکر خدا حرکت می کرد و مانند مروارید عرق از پیشانی نازنینش می ریخت و با دست مبارک خود آن را بر طرف می کرد .

به امام مجتبی علیه السلام فرمود : تو را به برادرت حسین علیه السلام وصییت می کنم . به فرزندان دیگر که از فاطمه زهرا سلام الله علیها  نبودند فرمود : شما را وصییت می کنم به اطاعت از حسن و حسین ، سپس فرمودند: << خداوند شما صبر نیکو عطا فرماید . امشب از میان شما میروم و به حبیب خود محمد مصطفی صلی الله علیه و آله ملحق می شوم چنانچه مرا وعده داده است >>

صدای گریه از اهل بیت بلند شد . آنگاه دستوراتی در مورد غسل و کفن ، نماز و محل دفن به امام مجتبی علیه السلام فرمودند و با امام حسین علیه السلام و حضرت زینب سلام الله علیها کلماتی از کربلا فرمودند.

بعد از وداع با همگان ، دست و پای مبارک را به طرف قبله کشیدند و فرمودند : ( اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمد عبده و رسوله ) و چشمان مبارک را بستند و بهشت را به قدوم خویش مبارک فرمودند.     (( از سررسید گل نرگس سال ۸۶))

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 11:30  توسط سید صدر  |